دعای رزق و روزی و کسب ثروت❤️سوره ذاریات و سوره واقعه

دعای رزق و روزی و کسب ثروت❤️سوره ذاریات و واقعه

 

دعای رزق روزی را می خواهید ؟ پس تا آخر بخوانید : سوره واقعه و ذاریات از سوی علما و بزرگان به عنوان دعای رزق و روزی و برای افزایش مال و کثب ثروت سفارش شده است ، البته ادعیه دیگر نیز در این زمینه وارد شده است که ما هم متن سوره ها را در ادامه و هم دعای رزق روزی به همراه کلیپ ها و توصیه های بزرگان در مورد آن را برای شما عزیزان قرار می دهیم.

دعای رزق و روزی سوره ذاریات

دعای رزق و روزی | توصیه سوره ذاریات از سوی حاج آقا رمضانی

در یکی از زیباترین توصیف ها و راهنمایی ها در رابطه با ارتباط سوره ذاریات و افزایش روزق و روزی وثروت حاج آقا رمضانی که معرف شما بزرگواران می باشد ، مطالبی بیان می فرمایند که پیشنهاد می کنم قبل شروع هرگونه ختم سوره واقعه و یا سوره ذاریات و. …. آن را مشاهده بفرمایید.

حاج آقا در این کلیپ می فرمایند که من باور قطعیم اینه که سوره واقعه می تونه زندگی آدم رو زیرو رو کنه ، اگر در هر 24 ساعت خوانده شود و….

دانلود کلیپ زیر رو شدن رزق روزی / حاج آقا رمضانی

متن سوره ذاریات به همراه معنی

دعای حرز امام جوادحرز امام جواد علیه السلام از سایت حرز جواد

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا ﴿۱﴾

سوگند به بادهاى ذره‏ افشان (۱)

فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا ﴿۲﴾

و ابرهاى گرانبار (۲)

فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا ﴿۳﴾

و سبك سيران (۳)

فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا ﴿۴﴾

و تقسيم‏ كنندگان كار[ها] (۴)

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ﴿۵﴾

كه آنچه وعده داده شده‏ ايد راست است (۵)

وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ ﴿۶﴾

و [روز] پاداش واقعيت دارد (۶)

وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿۷﴾

سوگند به آسمان مشبك (۷)

إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ ﴿۸﴾

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد (۸)

يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ﴿۹﴾

[بگوى] تا هر كه از آن برگشته برگشته باشد (۹)

قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ﴿۱۰﴾

مرگ بر دروغپردازان (۱۰)

الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ ﴿۱۱﴾

همانان كه در ورطه نادانى بى‏ خبرند (۱۱)

يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ﴿۱۲﴾

پرسند روز پاداش كى است (۱۲)

يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ﴿۱۳﴾

همان روز كه آنان بر آتش عقوبت [و آزموده] شوند (۱۳)

ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿۱۴﴾

عذاب [موعود] خود را بچشيد اين است همان [بلايى] كه با شتاب خواستار آن بوديد (۱۴)

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۵﴾

پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند (۱۵)

آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ ﴿۱۶﴾

آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‏ گيرند زيرا كه آنها پيش از اين نيكوكار بودند (۱۶)

كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ﴿۱۷﴾

و از شب اندكى را مى‏غنودند (۱۷)

وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿۱۸﴾

و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش میکردند (۱۸)

وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿۱۹﴾

و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين] بود (۱۹)

وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ ﴿۲۰﴾

و روى زمين براى اهل يقين نشانه‏ هايى [متقاعدكننده] است (۲۰)

وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿۲۱﴾

و در خود شما پس مگر نمى ‏بينيد (۲۱)

وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ﴿۲۲﴾

و روزى شما و آنچه وعده داده شده‏ ايد در آسمان است (۲۲)

فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ﴿۲۳﴾

پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعا او حق است همان گونه كه خود شما سخن مى‏ گوييد (۲۳)

هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ﴿۲۴﴾

آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد (۲۴)

إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ ﴿۲۵﴾

چون بر او درآمدند پس سلام گفتند گفت‏ سلام مردمى ناشناسيد (۲۵)

فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ﴿۲۶﴾

پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‏ اى فربه [و بريان] آورد (۲۶)

فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿۲۷﴾

آن را به نزديكشان برد [و] گفت مگر نمى ‏خوريد (۲۷)

فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿۲۸﴾

و [در دلش] از آنان احساس ترسى كرد گفتند مترس و او را به پسرى دانا مژده دادند (۲۸)

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ﴿۲۹﴾

و زنش با فريادى [از شگفتى] سر رسيد و بر چهره خود زد و گفت زنى پير نازا [چگونه بزايد] (۲۹)

قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿۳۰﴾

گفتند پروردگارت چنين فرموده است او خود حكيم داناست (۳۰)

قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿۳۱﴾

[ابراهيم] گفت اى فرستادگان ماموريت‏ شما چيست (۳۱)

قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ﴿۳۲﴾

گفتند ما به سوى مردمى پليدكار فرستاده شده‏ ايم (۳۲)

لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ طِينٍ ﴿۳۳﴾

تا سنگهايى از گل رس بر [سر] آنان فرو فرستيم (۳۳)

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ ﴿۳۴﴾

[كه] نزد پروردگارت براى مسرفان نشان‏گذارى شده است (۳۴)

فَأَخْرَجْنَا مَنْ كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۳۵﴾

پس هر كه از مؤمنان در آن [شهرها] بود بيرون برديم (۳۵)

فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿۳۶﴾

و[لى] در آنجا جز يك خانه از فرمانبران [خدا بيشتر] نيافتيم (۳۶)

وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿۳۷﴾

و در آنجا براى آنها كه از عذاب پر درد مى‏ ترسند عبرتى به جاى گذاشتيم (۳۷)

وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ ﴿۳۸﴾

و [نيز] در [ماجراى] موسى چون او را با حجتى آشكار به سوى فرعون گسيل داشتيم (۳۸)

فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿۳۹﴾

پس [فرعون] با اركان [دولت] خود روى برتافت و گفت [اين شخص] ساحر يا ديوانه‏ اى است (۳۹)

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۴۰﴾

[تا] او و سپاهيانش را گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم در حالى كه او [در آخرين لحظه] نكوهشگر [خود] بود (۴۰)

وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ ﴿۴۱﴾

و در [ماجراى] عاد [نيز] چون بر [سر] آنها آن باد مهلك را فرستاديم (۴۱)

مَا تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ ﴿۴۲﴾

به هر چه مى‏وزيد آن را چون خاكستر استخوان مرده مى‏ گردانيد (۴۲)

وَفِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ﴿۴۳﴾

و در [ماجراى] ثمود [نيز عبرتى بود] آنگاه كه به ايشان گفته شد تا چندى برخوردار شويد (۴۳)

فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنْظُرُونَ ﴿۴۴﴾

تا [آنكه] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى كه آنها مى ‏نگريستند آذرخش آنان را فرو گرفت (۴۴)

فَمَا اسْتَطَاعُوا مِنْ قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنْتَصِرِينَ ﴿۴۵﴾

در نتيجه نه توانستند به پاى خيزند و نه طلب يارى كنند (۴۵)

وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۴۶﴾

و قوم نوح [نيز] پيش از آن [اقوام نامبرده همين گونه هلاك شدند] زيرا آنها مردمى نافرمان بودند (۴۶)

وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿۴۷﴾

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏ گمان ما [آسمان]گستريم (۴۷)

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿۴۸﴾

و زمين را گسترانيده‏ ايم و چه نيكو گسترندگانيم (۴۸)

وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۴۹﴾

و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده] آفريديم اميد كه شما عبرت گيريد (۴۹)

فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ﴿۵۰﴾

پس به سوى خدا بگريزيد كه من شما را از طرف او بيم‏ دهنده‏ اى آشكارم (۵۰)

وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ﴿۵۱﴾

و با خدا معبودى ديگر قرار مدهيد كه من از جانب او هشداردهنده‏ اى آشكارم (۵۱)

كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿۵۲﴾

بدين سان بر كسانى كه پيش از آنها بودند هيچ پيامبرى نيامد جز اينكه گفتند ساحر يا ديوانه‏ اى است (۵۲)

أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿۵۳﴾

آيا همديگر را به اين [سخن] سفارش كرده بودند [نه] بلكه آنان مردمى سركش بودند (۵۳)

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ ﴿۵۴﴾

پس از آنان روى بگردان كه تو در خور نكوهش نيستى (۵۴)

وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۵﴾

و پند ده كه مؤمنان را پند سود بخشد (۵۵)

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿۵۶﴾

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (۵۶)

مَا أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ﴿۵۷﴾

از آنان هيچ روزيى نمى‏ خواهم و نمى‏ خواهم كه مرا خوراك دهند (۵۷)

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿۵۸﴾

خداست كه خود روزى بخش نيرومند استوار است (۵۸)

فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ ﴿۵۹﴾

پس براى كسانى كه ستم كردند بهره‏ اى است از عذاب همانند بهره عذاب ياران [قبلى]شان پس [بگو] در خواستن عذاب از من شتابزدگى نكنند (۵۹)

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿۶۰﴾

پس واى بر كسانى كه كافر شده‏ اند از آن روزى كه وعده يافته‏ اند (۶۰)

متن سوره واقعه با ترجمه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای بخشاینده مهربان

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿۱﴾
آن واقعه چون وقوع یابد (۱)

لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ﴿۲﴾
[که] در وقوع آن دروغى نیست (۲)

خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ﴿۳﴾
پست‏ کننده [و] بالابرنده است (۳)

إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿۴﴾
چون زمین با تکان [سختى] لرزانده شود (۴)

وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿۵﴾
و کوهها [جمله] ریزه ریزه شوند (۵)

فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا ﴿۶﴾
و غبارى پراکنده گردند (۶)

وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿۷﴾
و شما سه دسته شوید (۷)

فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ ﴿۸﴾
یاران دست راست کدامند یاران دست راست (۸)

وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿۹﴾
و یاران چپ کدامند یاران چپ (۹)

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾
و سبقت‏گیرندگان مقدمند (۱۰)

أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾
آنانند همان مقربان [خدا] (۱۱)

فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿۱۲﴾
در باغستانهاى پر نعمت (۱۲)

ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۳﴾
گروهى از پیشینیان (۱۳)

وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ ﴿۱۴﴾
و اندکى از متاخران (۱۴)

عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ﴿۱۵﴾
بر تختهایى جواهرنشان (۱۵)

مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿۱۶﴾
که روبروى هم بر آنها تکیه داده‏ اند (۱۶)

یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ﴿۱۷﴾
بر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت] مى‏ گردند (۱۷)

بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿۱۸﴾
با جامها و آبریزها و پیاله[ها]یى از باده ناب روان (۱۸)

لَا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا یُنْزِفُونَ ﴿۱۹﴾
[که] نه از آن دردسر گیرند و نه بى‏ خرد گردند (۱۹)

وَفَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿۲۰﴾
و میوه از هر چه اختیار کنند (۲۰)

وَلَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿۲۱﴾
و از گوشت پرنده هر چه بخواهند (۲۱)

وَحُورٌ عِینٌ ﴿۲۲﴾
و حوران چشم‏درشت (۲۲)

کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿۲۳﴾
مثل لؤلؤ نهان میان صدف (۲۳)

جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۲۴﴾
[اینها] پاداشى است براى آنچه میکردند (۲۴)

لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا ﴿۲۵﴾
در آنجا نه بیهوده‏ اى مى ‏شنوند و نه [سخنى] گناه‏ آلود (۲۵)

إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿۲۶﴾
سخنى جز سلام و درود نیست (۲۶)

وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿۲۷﴾
و یاران راست‏ یاران راست کدامند (۲۷)

فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿۲۸﴾
در [زیر] درختان کنار بى‏ خار (۲۸)

وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿۲۹﴾
و درختهاى موز که میوه‏ اش خوشه خوشه روى هم چیده است (۲۹)

وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿۳۰﴾
و سایه‏ اى پایدار (۳۰)

وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿۳۱﴾
و آبى ریزان (۳۱)

وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿۳۲﴾
و میوه‏ اى فراوان (۳۲)

لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿۳۳﴾
نه بریده و نه ممنوع (۳۳)

وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ﴿۳۴﴾
و همخوابگانى بالا بلند (۳۴)

إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ﴿۳۵﴾
ما آنان را پدید آورده‏ ایم پدید آوردنى (۳۵)

فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿۳۶﴾
و ایشان را دوشیزه گردانیده‏ ایم (۳۶)

عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿۳۷﴾
شوى دوست همسال (۳۷)

لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۳۸﴾
براى یاران راست (۳۸)

ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ ﴿۳۹﴾
که گروهى از پیشینیانند (۳۹)

وَثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِینَ ﴿۴۰﴾
و گروهى از متاخران (۴۰)

وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿۴۱﴾
و یاران چپ کدامند یاران چپ (۴۱)

فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿۴۲﴾
در [میان] باد گرم و آب داغ (۴۲)

وَظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ ﴿۴۳﴾
و سایه‏ اى از دود تار (۴۳)

لَا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ ﴿۴۴﴾
نه خنک و نه خوش (۴۴)

إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ ﴿۴۵﴾
اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند (۴۵)

وَکَانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ ﴿۴۶﴾
و بر گناه بزرگ پافشارى میکردند (۴۶)

وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۴۷﴾
و مى گفتند آیا چون مردیم و خاک واستخوان شدیم واقعا [باز] زنده مى‏ گردیم (۴۷)

أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۴۸﴾
یا پدران گذشته ما [نیز] (۴۸)

قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ ﴿۴۹﴾
بگو در حقیقت اولین و آخرین (۴۹)

لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ ﴿۵۰﴾
قطعا همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند (۵۰)

ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ ﴿۵۱﴾
آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز (۵۱)

لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ ﴿۵۲﴾
قطعا از درختى که از زقوم است‏ خواهید خورد (۵۲)

فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۵۳﴾
و از آن شکمهایتان را خواهید آکند (۵۳)

فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ ﴿۵۴﴾
و روى آن از آب جوش مى ‏نوشید (۵۴)

فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ ﴿۵۵﴾
[مانند] نوشیدن اشتران تشنه (۵۵)

هَذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ ﴿۵۶﴾
این است پذیرایى آنان در روز جزا (۵۶)

نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿۵۷﴾
ماییم که شما را آفریده‏ ایم پس چرا تصدیق نمى ‏کنید (۵۷)

أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ ﴿۵۸﴾
آیا آنچه را [که به صورت نطفه] فرو مى ‏ریزید دیده‏ اید (۵۸)

أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹﴾
آیا شما آن را خلق مى ‏کنید یا ما آفریننده‏ ایم (۵۹)

نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۶۰﴾
ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده‏ ایم و بر ما سبقت نتوانید جست (۶۰)

عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾
[و مى‏ توانیم] امثال شما را به جاى شما قرار دهیم و شما را [به صورت] آنچه نمیدانید پدیدار گردانیم (۶۱)

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ ﴿۶۲﴾
و قطعا پدیدار شدن نخستین خود را شناختید پس چرا سر عبرت گرفتن ندارید (۶۲)

أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ ﴿۶۳﴾
آیا آنچه را کشت مى ‏کنید ملاحظه کرده‏ اید (۶۳)

أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴﴾
آیا شما آن را [بى‏یارى ما] زراعت مى ‏کنید یا ماییم که زراعت مى ‏کنیم (۶۴)

لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ ﴿۶۵﴾
اگر بخواهیم قطعا خاشاکش مى‏ گردانیم پس در افسوس [و تعجب] مى‏ افتید (۶۵)

إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿۶۶﴾
[و مى‏ گویید] واقعا ما زیان زده‏ ایم (۶۶)

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿۶۷﴾
بلکه ما محروم شدگانیم (۶۷)

أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿۶۸﴾
آیا آبى را که مى ‏نوشید دیده‏ اید (۶۸)

أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿۶۹﴾
آیا شما آن را از [دل] ابر سپید فرود آورده‏ اید یا ما فرودآورنده‏ ایم (۶۹)

لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ ﴿۷۰﴾
اگر بخواهیم آن را تلخ مى‏ گردانیم پس چرا سپاس نمى دارید (۷۰)

أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿۷۱﴾
آیا آن آتشى را که برمى‏ افروزید ملاحظه کرده‏ اید (۷۱)

أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿۷۲﴾
آیا شما [چوب] درخت آن را پدیدار کرده‏ اید یا ما پدیدآورنده‏ ایم (۷۲)

نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ ﴿۷۳﴾
ما آن را [مایه] عبرت و [وسیله] استفاده براى بیابانگردان قرار داده‏ ایم (۷۳)

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿۷۴﴾
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى (۷۴)

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿۷۵﴾
نه [چنین است که مى ‏پندارید] سوگند به جایگاه ‏هاى [ویژه و فواصل معین] ستارگان (۷۵)

وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿۷۶﴾
اگر بدانید آن سوگندى سخت بزرگ است (۷۶)

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿۷۷﴾
که این [پیام] قطعا قرآنى است ارجمند (۷۷)

فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ ﴿۷۸﴾
در کتابى نهفته (۷۸)

لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿۷۹﴾
که جز پاک‏شدگان بر آن دست ندارند (۷۹)

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۸۰﴾
وحیى است از جانب پروردگار جهانیان (۸۰)

أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ﴿۸۱﴾
آیا شما این سخن را سبک [و سست] مى‏ گیرید (۸۱)

وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ ﴿۸۲﴾
و تنها نصیب خود را در تکذیب [آن] قرار مى‏ دهید (۸۲)

فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿۸۳﴾
پس چرا آنگاه که [جان شما] به گلو مى ‏رسد (۸۳)

وَأَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ ﴿۸۴﴾
و در آن هنگام خود نظاره گرید (۸۴)

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَلَکِنْ لَا تُبْصِرُونَ ﴿۸۵﴾
و ما به آن [محتضر] از شما نزدیکتریم ولى نمى ‏بینید (۸۵)

فَلَوْلَا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ ﴿۸۶﴾
پس چرا اگر شما بى‏جزا مى‏ مانید [و حساب و کتابى در کار نیست] (۸۶)

تَرْجِعُونَهَا إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿۸۷﴾
اگر راست مى‏ گویید [روح] را برنمى‏ گردانید (۸۷)

فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿۸۸﴾
و اما اگر [او] از مقربان باشد (۸۸)

فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِیمٍ ﴿۸۹﴾
[در] آسایش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود] (۸۹)

وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۹۰﴾
و اما اگر از یاران راست باشد (۹۰)

فَسَلَامٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۹۱﴾
از یاران راست بر تو سلام باد (۹۱)

وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ ﴿۹۲﴾
و اما اگر از دروغزنان گمراه است (۹۲)

فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ ﴿۹۳﴾
پس با آبى جوشان پذیرایى خواهد شد (۹۳)

وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ﴿۹۴﴾
و [فرجامش] درافتادن به جهنم است (۹۴)

إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ ﴿۹۵﴾
این است همان حقیقت راست [و] یقین (۹۵)

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿۹۶﴾
پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى (۹۶)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
به بالا بروید